مشکات الزهرا
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


مهر 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30





جستجو





  نصیحتی ازخدا...   ...


- تو برای عطر زدن به کسی نگاه نمیکنی،
اصلا برایت مهم نیست دیگران عطر می‌زنندیانه!!
 خوب شدن هم مثل عطر زدن است،?⚘⚘⚘
چه کار داری دیگران خوبند یا نه؟
خوبی می‌کنند یا نه؟

این حرف و نصیحت خداست:
«عَلَیکُم أنفُسَکُم»

حواستان به خودتان باشد :)

-سوره‌مائده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[دوشنبه 1400-07-26] [ 08:07:00 ب.ظ ]





  هشت سال دفاع خالصانه ومقدس   ...


?
گفت: راستی جبهه چطور بود؟
گفتم : تا منظورت چه باشد .?
گفت: مثل حالا رقابت بود؟?
گفتم : آری.
گفت : در چی؟ ?
گفتم :در خواندن نماز شب.?
گفت: حسادت بود؟
گفتم: آری.
گفت: در چی؟ ?
گفتم: در توفیق شهادت.?
گفت: جرزنی بود؟ ?
گفتم: آری.
گفت: برا چی؟
گفتم: برای شرکت در عملیات .?
گفت: بخور بخور بود؟?
گفتم: آری .☺️
گفت: چی میخوردید؟ ?
گفتم: تیر و ترکش ?
گفت: پنهان کاری بود ؟
گفتم: آری .
گفت: در چی ؟
گفتم: نصف شب واکس زدن کفش بچه ها .?
گفت: دعوا سر پست هم بود؟
گفتم: آری .
گفت: چه پستی؟؟ ?
گفتم: پست نگهبانی سنگر کمین .?
گفت: آوازم می خوندید؟ ?
گفتم: آری .
گفت: چه آوازی؟
گفتم:شبهای جمعه دعای کمیل .
گفت: اهل دود و دم هم بودید؟؟ ?
گفتم: آری .
گفت: صنعتی یا سنتی؟؟ ?
گفتم: صنعتی ، خردل ، تاول زا ، اعصاب?☠️
گفت: استخر هم می رفتید؟ ?
گفتم: آری …
گفت: کجا؟
گفتم: اروند، کانال ماهی ، مجنون .?
گفت: سونا خشک هم داشتید ؟
گفتم: آری .
گفت: کجا؟
گفتم:تابستون سنگرهای کمین ،شلمچه، فکه ،طلائیه.
گفت: زیر ابرو هم برمی داشتید؟ ?
گفتم: آری
گفت: کی براتون برمی داشت؟?
گفتم: تک تیرانداز دشمن با تیر قناصه .?
گفت: پس بفرمایید رژ لبم میزدید؟؟?? گفتم: آری
خندید و گفت: با چی؟
گفتم: هنگام بوسه بر پیشونی خونین دوستان شهیدمان??

سکوت کرد و چیزی نگفت…

?ياد و خاطره بسیجیان بی نام و بی ادعای دفاع مقدس گرامي باد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[شنبه 1400-07-03] [ 10:55:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما